السيد محمد حسين الطهراني
122
امام شناسى (فارسى)
مىبينيم بسيارى از آيات قرآن در مذمّت و توبيخ و عتاب و مؤاخذهء بعضى اصحاب نازل شده است و رواياتى را بزرگان اهل تسنّن نقل نمودهاند كه دلالت بر انحراف بعضى از صحابه و بيزارى رسول خدا از آنها و عدم قبول شفاعت آن حضرت دربارهء آنها است . در عين حال به مجرّد آن كه كسى نام صحابى بر خود گرفت چگونه طاهر و مطهّر مىشود و از هر گونه نقص و عيب ، مادر زاد بيرون مىآيد ؟ مگر اين همه اختلافات و مشاجرات و منازعات و قتال در زمان حضرت رسول اللّه و بعد از آن حضرت در ميان اصحاب واقع نشد ؟ پس چگونه بدون چون و چرا چشم بسته بايد آنها را خوب دانست و سخن آنها را پذيرفت ؟ دين اسلام دين علم و واقعبينى است ، چگونه مىشود امر به تبعيّت از باطل كند و سخن افراد مجهول الحال را بدون تفحّص و تجسّس در صحّت و سقم آن لازم الاتّباع داند . مگر قرآن مجيد نمىفرمايد : وَ لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ « 1 » . « از آنچه به آن علم ندارى پيروى مكن » . مگر نمىفرمايد : إِنَّ الظَّنَّ لا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئاً « 2 » . « به درستى كه گمان ، انسان را نسبت به چيزى از حقّ بىنياز نمىكند » . در روايت صحيح عامّه آمده است كه حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله و سلّم فرمودند : روز قيامت كه مىشود بينا انا قائم اذا زمرة حتّى اذا عرفتهم خرج رجل من بينى و بينهم ، فقال : هلمّ . فقلت : اين ؟ . قال : الى النّار و اللّه . قلت : و ما شأنهم ؟ قال : ارتدّوا على ادبارهم القهقرى ، ثمّ اذا زمرة حتى اذا عرفتهم خرج رجل من بينى و بينهم ، فقال : هلمّ ، قلت : أين ؟ قال : الى النّار و اللّه . قلت : ما شأنهم ؟ قال : انّهم ارتدّوا على ادبارهم القهقرى ، فلا أراه يخلص الّا مثل همل النّعم « 3 » . « حضرت رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلّم فرمودند : چون قيامت برپا شود در هنگامى كه من در صحراى محشر ايستادهام ناگهان جماعتى را مىآورند و چون من آنها را شناختم
--> ( 1 ) سورهء اسراء 17 - آيه 36 . ( 2 ) سورهء النجم 53 - آيه 28 . ( 3 ) « الغدير » ج 3 ص 297 . اين روايت خالى از تشويش لفظى نيست ، اوّلا - بايد هلموا باشد نه هلمّ . ثانيا جملهء فلا أراه يخلص بايد فلا أراها تخلص باشد ، مگر اينكه گفته شود افراد هلمّ به اعتبار افراد لفظ زمرة است . و امّا تذكير ضمير به اعتبار رجوع به شىء و من و امثال آنها از الفاظ مبهمه بوده باشد .